بسكه بد مي گُ ذَرد زِن دِگي ِ اَهلِ جَهان ، مَر دُُم از عُمر چو سا لي گُ ذَرَد عيد كُنَند. utsstu  فروردين*... فوت محمدحسين... وحشتناكترين و غافلگيركنندهترين... ¹ تير.... رفتم مكه ..... به ياد موندنيترين.. ¼ شهريور ... من او ندارم... شايدم او من ندارد عا شقكُشترين !... (Olalla) ¿ بهمن... فوت زنعمو.... يكهزاروسيصدو هشتادوشش وحشتناكترين**و غمانگيز ترين بود.  .............. يكهزار و سيصد و هشتادو هفتِ ترسناك... God Have Mercy on Me utsstu بد ß خوب ß بد ß بدتر ßافتضاااااح شدم(!) و نا نِ دُش مَنِتان هر كه هست آ جُر باد . * به اين ميگن: سالي كه نكوست از بهارش پيداست. ** وحشتناك از همهي خصوصياتِ86، تَرين بود (!)
| شنبه 25 اسفند1386 | وحشــــىــــىـــــی |
~هيچ وقت سن آدمي را نميشماريم، مگر اينكه چيز ديگري براي شمارش نداشته باشد}. ميگما. .. جسارتاً تو چند سالته؟ [چشمك] vvv P.s: منم توو اون مجتمعه كه دور ميدون ميسازن سهم دارم...آدامسمو انداختم تو شنو ماسههاش. \.ُ2: اوووووووو كه چقدر تنبل و بي حوصله شدم اينروزا K (اونقدر كه حوصله ندارم اين پي.اس دوميه رو درست كنم)
| جمعه 17 اسفند1386 | وحشــــىــــىـــــی
در اين در گه كه گه گه كه كه و كه كه شود ناگه، ز امروزت مشو غرّه... كه از فردا نِيِاي آگه آقا.. هركي بتونه اينو علامتگذاري كنه .... معلومه اين شعرو قبلا شنيده:دي vvvvvvv To My NäNäZi CsteR: اصلا بيخيال چرتوپرتاي گُندهمُنده؛ خواهري... تولدت مبااااركككككك*-: .... خب.. توو 5 دقيقه نميشد اتاقو از اين خوشگلتر كرد... مگه ميرفتي بيرون.. ايششش. خدايي بدجور سورپرايز شديا*-: - ايشالله تولد بچهتJ..بهقرآن عقدهاي شدم يكي صِدام كنه خاله/عمهL(نخير اصلنم منظورم زندايي/زنعمو نبود) :دي
| شنبه 11 اسفند1386 | وحشــــىــــىـــــی |
مث گوشيدنِ يه سري آهنگا يا ديدن يه سري فيلماي روشنفكرمآبانه..داستانو ميخوني و بشدت چيز ميشي: طاعون: همون چن صفحهي اول كافي بود تا منِ دانشجوي مترجمي رم كنم! مسخ: خوندنش طول كشيد..شايد روزي 3-2 صفحه..اعصابم خراب بود و داستان پيش نميرفت. بربادرفته: خب.. ترم يك مترجمي+ جوگيري+كتاب قطور با زبان اصلي..ميخاستي تا آخر بخونم و بروي خودم نيارم كه واسه من زياده؟...2هفته بعد رفتم پس دادم.. توو همهي نقداي درمورد كتاب هم دخالت ميكردمJ شازده كوچولو: به من نگو اين كتاب بچگي همهمونه چون من اين كتابو 3 سال پيش خريدم و خوندم و اصلنم ازش لذت نبردم... از اون بچههه كه زيادي درست حسابي بود خوشم نيومد.. با من بسيار بسيار متفاوت بود. كتاباي پائولو كوئيلو و اسپنسر جانسون: هديه بودن. به احترام دوستم با بدبختي،كلمهبهكلمه خوندم تا اگه يهچي پرسيد سوتي نشهL.. منو كه نتونست آدم موفقي كنه... خشم و هياهو: موقع خوندنش پدر چشمام دراومد.... PDF بود تقدیم به عزیز دلم...: طراحی بچگونه و جملات عشقولونه!.. بدترین زمان ممکن..داشتم باحالت قهر میرفتم که کتابو از کیفش دراورد و گفت 2تا خریده واسه هر2مون... فقط تونستم جلوی خودمو بگیرم و اونو پرت نکنم وگرنه الان مث سگ پشیمون بودم.. 3-2 هفته بعد که آروم شدم خوندمش...هر جمله که میخوندم یه خنده تلخ... چقدر اون مَرده بود و من زنه نبودم پاسخ به مسائل جنسي و زناشويي!!!: خيلي بچه بودم و كنجكاو.. تو كتابخونهمون پيداش كردم...هيچي ازش سردرنياوردم و سرخورده شدم از اينكه انقدر خنگم و از قافله عقب:دي ●●● مرسي از امين و ديوانهی خوابالو .. كسيو دعوت نميكنم چون اگه رد كنه افسرده ميشم:دی \.ُك: الانم دارم از همون آهنگا كه گفتم گوش ميدم.(دقيقا منظورم از اونچه كه اول سطر اومده پي.اس بود )
| سه شنبه 7 اسفند1386 | وحشــــىــــىـــــی
÷ تا ده بشمر... صلوات بفرست.. چشماتو ببند و از ته اعماقت نفس بكش. محل حادثه! رو ترك كن. بخند. آرامش خودتو حفظ كن.. بــ ... ... بيشين بينيم باااااااااااااااا تو بگو سوره بقره... تو بگو قهقهه.... تو بگو تا هزاااارر ... تو بگو... هيچكدوم از اينا باعث نميشه من اين ليوان توو دستمو نكوبم زمين خوردش نكنم... من نميتوووووووووووووونننننننننننننننننننننننممممممممممممممممممم.. ميفهمي؟ اصلا من سگ اخلاق.. اما خدايي اينارو بعنوان جنس خارجي بهتون ميندازنا.. ليوان كه الكي الكي نميشكنه! "مگه اينكه خلافش ثابت بشه" .... يعني جمله از اين چندشآورترم داريم؟ خداييا اثبات حقانيت انرژي هستهاي ...به نام ايران.. به كام احمدينژاديها... در آستانهي انتخابات چرتولك! شايد برم مرخصي استجباري! وناندشمنتانهركهستآجرباد
| یکشنبه 5 اسفند1386 | وحشــــىــــىـــــی |