دو هفتهس همهش حالت تهوع دارم... هرچي ميبينم عق ميزنم ...حتي خودمو L حالت تهوع دارم و اصلا خوشم نمياد اينجا بالا بيارم... شدم يه سگ پاچه گير... فقط دوس دارم خوش باشم...بخندم.. قهقهه بزنم.... و بمحض اينكه حس كنم يكي داره ميره رو اعصابِ ...ـم قاطي ميكنم و ميپرم بهش... اينروزا دارم پشت سر هم اشتباه (تو بخون غلط) ميكنم و اصلا حس اينكه بخام برگردم به روال عادي رو ندارم... من آزادم...و بينهايت سردرگم.. ميترسم وقتي برگردم كه خيلي دير شده باشه... من عجيب شدم¡ \.ُ: ساعت سرويس هديهي تولدمو گم كردم... كاش دربوداغون بشه و هيشكي نتونه دستش كنه... به اندازهي دو سال خاطرهي تلخ و شيرين واسهم مهم بود.... وناندشمنتانهركههستآجرباد
| سه شنبه 27 فروردین1387 | وحشــــىــــىـــــی |
چقدر نمی دونم چی بگم!
| چهارشنبه 21 فروردین1387 | وحشــــىــــىـــــی