اگه اون شب يكم از خودم گشادي نشون ميدادم الان اصلا مال يه ماه ديگه بودم و طالعم عوض ميشد.. ميشدم شهريوري....... خوشحالم كه يه مردادي موندم با تمام خصوصيات گندي كه درمورد متولدين اين ماهه و درمورد من 100درصد صدق ميكنه.... يه ماده شير وحشــــىــــىـــــی روز تولدمو خيلي دوس دارم........اما خب، .... همهي اتفاقاي گَندِ زندگيم از بعد از تولد پارسالم شروع شد ... الان كه بهش فكر ميكنم از 31مرداد امسال ميترسم............ از بعدش بزرگ شدم..... بزرگ..... ونــــاندشمنتـــانهركههستآجـــــرباد خ.م: بعضيا با سرچ اين كلمهها اومدن تو وبلاگم: خاطرات ص.ک.ص .ی، هیکل مامان جون، نوك م مه ، انسان وحشی حیوان وحشی (L) 
| چهارشنبه 30 مرداد1387 | وحشــــىــــىـــــی
گفتيم حالا كه تو اين گرماي بيچارهكننده نميشه زياد از خانه بدر شد! بياييم خودمان توي خونه مراسم باشكوه ايروبيك رو برگزار كنيم...چشمتان روز بد نبيناد!... انگار گندهتر شديم اصلا... ماشالله شديم يه پا جنيفر لوپز!!!(با اندكي اغراق البت) .... تا قبل از اين هميشه هروقت دخترخالهها مارو ميديدن ميگفتن لاغر مردني، نحيف، نزار،... آخه تو چقدر لاغري قددراز؟! .... جديدا كه دوستان ميگفتن چاق شديم و از طرفِ آبجي جان* القاب متنوعي به بنده اعطا شد يك سري زديم خونه خاله وهمون دخترخالهها... با خودمان گفتيم كه حتما الان دخترخاله ميگه چقدر هيكلت خوب شده و آب اومده زير پوستت و اين حرفها... چشم دخترخالهي عزيز كه بهمان خورد گفت.. زري تو كه هنوز همون دخترلاغرمردني هستي..... اَههههه ... هرچه گفتيم بابا بخدا 5كيلو چاقتر شديم و بعضي از قسمتهاي بدنمان بعد از باشگاه رو آمده! هي به ما خنديدن و گفتن آره.. آره...چاق شدي.... و باز خنديدنديL تنها دلخوشي كه بعد از اين ضدحال دخترخالهها نصيبمان شد جملهي تو هنوز همون دختر سرحال و قبراق و شروشيطون خودموني زري بود.... دلم برا شيطونيات تنگ شده بود. از يكطرف خوشحال از اين تعريف شديم، از يكطرف ......... دلمان را لرزاند و چشممان را سوزاند... P.sI: "تو گُه خوردي كه اين حرفو زدي...من گُه بخورم ديگه از تو چيزي بخام... گُهِ زيادي نخور...انقدر گُهخوري كردي كه وضعت شده اين... " ... روم به ديوار.... گلاب به روت.... اين فحشاي مرتبط با گُه خوردن چه شيكن...! * آبجيجونم داره مامان ميشه... وقتي گفت هردومون زديم زير گريه.. ... ما همون دختراي شرّي بوديم كه يه محله از دستمون(بخصوص من) (آ)عاصي بود...هيييييي من دارم زري خاله ميشمممممممم
| چهارشنبه 16 مرداد1387 | وحشــــىــــىـــــی |
Never Underestimate the Power of Human STUPIDITY. Robert.A.Heinlein
خسته شدم از بس نميدونم چي بنويسم.....لعنتي مخم بدجور هنگ كرده...L
| شنبه 12 مرداد1387 | وحشــــىــــىـــــی