تبليغاتX
‌وحشــــىـــــىـــــی

مـــ‌ا، فـ‌رزنـ‌دان آدمــ ، كـ‌ه گــ‌وشـ‌ت هـ‌م را مي‌خوريـ‌م امـ‌ا استـ‌خــ‌وان هـ‌م را دوور نمي‌انـدازيــ‌م؛   

 

مي‌نـدازيــ‌م جلـ‌و ســ‌گ!                                                                

+ جمعه 29 آبان1388| ‌ZaRi-TittA |


 مـــرد هـ‌ا من را بـ‌ه چشم جنسِ خوب نگـ‌اه كنند. اشكـ‌ال ندارد. من هم آنـ‌هـ‌ا را بـ‌ه چشم سـ‌گـي نگـ‌اه مي‌كنـ‌م كـ‌ه دارد براي استـ‌خـ‌وانِ توو دست من لــ‌ه‌لــ‌ه مي‌زند. استـ‌خـ‌وان را پرتـ‌اب مي‌كنم و قبل از اينكـ‌ه زبـ‌ان خيسشـ‌ان بـ‌ه آن برسد مي‌قـ‌اپم. چشمـ‌ه و تشنـ‌ه و لب و اينـ‌هـ‌ا!  فقط بـ‌ايد شــ‌انس بيـ‌اورم مـ‌ردي نبـ‌اشد كـ‌ه س.ك/سش نيمـ‌ه كـ‌اره مـ‌انده! مـ‌ردي كـ‌ه س.ك/سش نيمـ‌ه‌كـ‌اره مـ‌انده سـ‌گ‌‌تـ‌رست؛ ممكن است قبل از اينكـ‌ه استـ‌خـ‌وان را پرتـ‌اب كني، بپــ‌رد و استـ‌خـ‌وانت را بپـــ‌راند!

 

  "عز‌يزم، نـ‌مي‌شـ‌ه وقتي فقطـ داريـ‌م عـ‌اشقـ‌انـ‌ه بـ‌هم  نـگـ‌اه مي‌كني‌م،  جلـ‌و  تـ‌حـ‌ريك‌ شدنـ‌تو  بگيـ‌ري ؟! "

 

[.ُ:           پیــاده مي‌شــ‌م  !

                                            ونـ‌ان ـِ ‌دشمنتـ‌ان‌هـركــ‌ه‌هست،‌ آج‌ـُ ر باد


خـ‌ . مـ ‌:     دوستي مي‌گفت من شبيـ‌ه بـ‌ه زنـ‌هـ‌اي فيلمفـ‌ارسي‌هـ‌اي قديمي‌ هستم كـ‌ه يكـ‌هـ‌و وارد زندگي زن و شوهر خوشبـ‌ختي مي‌شوند و دودمـ‌ان زندگي‌شـ‌ان را بـ‌ه فـ.ـ‌ا.كِ عظمي مي‌دهند!  اين‌روزهــ‌ا اين موقـ‌عيت آمده سراغـ‌م!

+ جمعه 22 آبان1388| ‌ZaRi-TittA |


من علـ‌وم انسـ‌اني خوانده‌م. از همـ‌انـ‌هـ‌ايي كـ‌ه رهـ‌‌ .‌بـ‌ر دستـ‌ور داده كن‌فيكـ‌ون بشود چرا كـ‌ه جوانـ‌هـ‌اي مـ‌ا را از راه بـ‌ه در كرده است. دانش من از علـ‌وم تـ‌جربي در حد دانش مشـ.‌ايي از خـ‌دا‌ست! من نمي‌دانم چـ‌طـ‌ور براي هـ‌‌چل _هـ‌چل‌دوود را كـ‌ه يـ‌ادتـ‌ان هست؟_ توضيـ‌ح بدهـ‌م وقتـ‌هـ‌ايي كـ‌ه كـ‌ز كرده‌م يك كُنـ‌جي و زل زده‌م بـ‌ه يك گـ‌ـ‌وشـ‌ه، چـ‌ه اتفـ‌اقي مي‌افتد كـ‌ه گلـ‌وو‌م بـ‌اد مي‌كند و از چشمـ‌هـ‌ام آب مي‌آيد كـ‌ه وقتي مي‌رود توو دهـ‌انم اخـ‌مـ‌هـ‌ام را توو هـ‌م مي‌كند. دوود مي‌گويد چـ‌را وقتي از چشـ‌م آدم آب مي‌آيد هي دمـ‌اغش را بالـ‌ا مي‌كشد؟! چـ‌ه اتفـ‌اقي بالـ‌اي سر ِ آدم  مي‌افتد كـ‌ه پايينِ سرش مي‌لرزد!. نمي‌داند وقتي مي‌نشيند يك‌گوشـ‌ه، زل مي‌زند بـ‌ه روبرو، چـ‌ه اتفـ‌اقي توو سفيدي دي‌وار مي‌افتد كـ‌ه آدم چشمـ‌هـ‌اش آب مي‌آيد و چـ‌انـ‌ه‌اش مي‌لرزد و گونـ‌ه‌هـ‌اش قرمز مي‌شود. هـ‌چل ِ من چـ‌ه مي‌داند خـ‌اطره چيست، چـ‌ه مي‌داند گذشتـ‌ه چيست كـ‌ه اصلـ‌ا بـ‌خواهد مرور شود،  چـ‌ه مي‌داند رُبـ‌ان سورمـ‌ه‌اي كـ‌ه امـ‌روز بـ‌عد از مدتـ‌هـ‌ا از توو جعبـ‌هء سرويسـ‌م كشيدم بي‌رون چـ‌ه حسـ‌هـ‌اي سركوب‌شده‌اي را در من خـ‌اراند! از كـ‌جـ‌ا بفـ‌همد چرا مـ‌وقـ‌ع شمردن Yours everهـ‌اي پشت سرهم رديف‌شده‌ء ربان كـ‌ه دارد كـ‌م‌رنـ‌گ و كم‌رنـ‌گ‌تر مي‌شود، مي‌زنم زير گريـ‌ه و مي‌گويم دیدی گفتم 100تا نيست، 89تـ‌است Yours everهـ‌ايت؟! هيـ‌‌ـ‌چ رقمـ‌ه توجيـ‌ه نمي‌شود كـ‌ه يك آدم مي‌تواند هـ‌م‌زمـ‌ان بـ‌خندد و گريـ‌ه كند! فقط تـ‌ا اينـ‌جا فـ‌هـ‌ميده وقتـ‌هـ‌ايي كـ‌ه از چشمـ‌هـ‌ام آب مي‌آيد بايد تنـ‌هـ‌ام بگذارد. بي‌شرف مي‌رود خـ‌انـ‌هء زن هم‌سـ‌ايـ‌ه و يـ‌واشـ‌كي ع‌ش‌ق‌بـ‌ازي‌ش بـ‌ا شوهرش را تمـ‌اشا مي‌كند!   +

+ یکشنبه 17 آبان1388| ‌ZaRi-TittA |


چندروز پيش این گربـ‌ه، پـ‌اي يكي از اع‌ضـ‌اي خانـواده‌مـ‌ان را گــ‌از گرفت! دكتــ‌ر گفتـ‌ه بـ‌ايد تا 10 روز گربـ‌ه جلـ‌وي چشمتـ‌ان بـ‌اشد. اگر اين 10روز بميـ‌رد طرف بـ‌ايد واكسن‌هـ‌اي بيش‌تري بزند! حالـ‌ا اين چِندش كـ‌ه بـ‌خـ‌اطر ني‌ني طردش كرديـ‌م، مثل يك گربـ‌هء اشرافي توو حيـــ‌اط خـ‌دايي مي‌كند! هـ‌رروز، صبـ‌ح بــ‌خيرمـ‌ان شده گربـ‌ه‌هـ‌ه زنده‌س؟!. برايش غذاهـ‌اي خوش‌مزه مي‌بريـ‌م، پيـ‌شتـ‌ش نمي‌كنيـ‌م تـ‌ا عدل توو اين چندروز بـ‌اقي‌مانده نگذارد برود. گربـ‌ه‌ست ديگر، چشم و روو ندارد كـ‌ه! بي‌شـ‌عور انگـ‌ار فـ‌هميده كـ‌ارمـ‌ان گيرش است هروقت مي‌رويم سراغش برايمـ‌ان پشت چشم نـ‌ازك مي‌كند!

جك‌هـ‌اي بـ‌امزه‌اي هم سـ‌اختيـ‌م! مثلـ‌ا برادرم دي‌روز كـ‌ه فـ‌رد مذكـ‌ور! را برده بود واكسن بزند مي‌گفت دكتر بـ‌هش ‌مي‌گفت بگو  هــ‌‌اا! كـ‌ه طرف غرشش كـ‌م‌تـ‌ر شده بود و دكتـ‌ر ‌گفت زنـ‌جير لـ‌ازم ندارد! يا مثلـ‌ا هرروز دندانـ‌هـ‌ا و نـ‌اخنـ‌هـ‌اي طرف را چـ‌ك مي‌كنيم ببينيم خوني، گوشتي، چي‌زي ازش سرريز نيست؟!  ني‌ني را هم دور نگـ‌ه‌ مي‌داريم و مي‌گوييم اگر بـ‌ه مـ‌ا رحـ‌م نمي‌كني بـ‌ه اين طفل صـ‌غير... دارم فكر مي‌كنـ‌م اگر گربـ‌ه پـ‌اي من را گـ‌از گرفتـ‌ه بود واقـ‌عـ‌ا با اين شوخي‌هـ‌ا، چندنفرشـ‌ان را بلـ‌عيده بودم؟! برادرم مي‌گويد: اگر گربـ‌ه تو را گــ‌از ‌گرفتـ‌ه بود، الـ‌ان يك ‌وحشــــىــــىـــــی واقـ‌عي بـ‌ودي!

[.ُة:          البتـ‌ه گربـ‌ه‌ خي‌لي هم مقصـ‌ر نبوده؛ ظـ‌اهرا طرف چشمـ‌هـ‌اش يك لحظـ‌ه كـ‌م آورده و پـ‌ايش را درست گذاشتـ‌ه روي گردن گربـ‌هء بيـ‌چــاره !!!

                                                         ونـ‌ان ـِ ‌دشمنتـ‌ان‌هـركــ‌ه‌هست،‌ آج‌ـُ ر باد

 خـ . مـ :

I.                    اين روزهــ‌ا خي‌لي اين آدمـ‌ك چپـي هستـ‌م و اين آدمـ‌ك راستـي نشـــ‌ان مي‌دهــ‌م!

II.                  اي كسـ‌انيكـ‌ه من كمـآ‌كـ‌ان براتـ‌ون فيلتـ‌رم، علي‌الحسـ‌اب اينــ‌جا  رو بخونيد . وردپرس هيـ‌چ رقمـ‌ه با من راا نمي‌آد! بـ‌ه فيلتركُن هم بگيد من بـ‌چـ‌ه خـ‌وبي‌َم.  

+ پنجشنبه 14 آبان1388| ‌ZaRi-TittA |


يك وقتـ‌هـ‌ايي بـ‌ايد يك لـ‌انـ‌ه مـ‌وش پـي‌دا كرد و از دست خـ‌دا چپيـ‌د تووش. مثل الـ‌آن كـ‌ه پـ‌اك زده بـ‌ه سيـ‌م آخـ‌ر. مـ‌علوم نيست از كي شاكي‌ست كـ‌ه دارد ان‌قدر وحشتنـ‌اكـ ، تـ‌ر و خشـ‌كـ را بـ‌ا هم مي‌سوزاند. آن‌فـ‌ولـ‌انزاي خوكيِ مظ‌لـ‌وم را كرد توو بـ‌وق و كرنا تـ‌ا وحشتنـ‌اك‌ترش را يـ‌واشكي روو كند. 2روزه عفـ‌ونت را پـ‌خش كند توو كبـ‌د و كليـ‌ه و همّـ‌ه‌جــ‌آ و روز چـ‌هـ‌ارم هـ‌م بكشدش بـ‌الـ‌ا!... سي و چندسال براي زندگي كـ‌افي‌ست؟؟؟ كدام آدم سي و چندسالـ‌ه را مي‌شنـ‌اسي كـ‌ه بگويد من عمرم را كرده‌م؟   يكـي خـ‌دا را از بـ‌رق بكشـ‌د!

                                                                         ------------------

 

لـ‌الـ‌ايي از مـ‌حمد نوري ‌كـ‌ه لعنتي هميشـ‌ه بـ‌ا حـ‌ال آدم جورست و براي همين عـ‌اشقشم! براي دختردايي داغ‌دارم كـ‌ه شوهرش همين ام‌روز جـ‌وان‌مـ‌رگ شد و دعـ‌اي دختر 2سالـ‌ و نيمـ‌ه‌اش هـ‌م فـَشـ‌ا نـ‌داد!. بـ‌عد از 20روز ِ لـ‌عنتي كـ‌ه ني‌ني را از بيمـ‌ارستـ‌ان خلـ‌اص كرديـ‌م هيـ‌چ اتفـ‌اقي نمي‌توانست اين‌طور گـ‌ه بزند توو حـ‌المـ‌ان! 

ونـ‌ان ـِ دشمنتـ‌ان...

+ شنبه 9 آبان1388| ‌ZaRi-TittA |


 ـ  خـ‌انـ‌وم شمـ‌ا متـ‌اهلين؟!

+ بـ‌عـ‌لـ‌ه!       

ـ‌  پس خواهش مي‌كنم اين شمـ‌اره رو بگي‌رين !

                                                               ---------

 

                                

دخترِ فـ‌وقِ زيبــ‌اي غم‌گيني را مي‌شنـ‌اسم كـ‌ه هيـ‌چ مردي جرئت نمي‌كند براي بدست آوردنش اق‌دام كند. از بس زيبــــ‌ايي‌ش اينـ‌جـ‌ايي نيست! انگــ‌ار اين آدمـ‌هـ‌ا چـ‌اره‌اي جز خراب كردن خودشـ‌ان يا زيبـ‌ايي‌شان ندارند! خـ‌دا بـ‌عضي‌وقتـ‌هـ‌ا بـ‌ا دادن اينـ‌همـ‌ه زيبـ‌ايي يكـ‌جـ‌ا بـ‌ه يك بَن‌ده، بـ‌ه او ظلم بزرگي مي‌كند!

+ دوشنبه 4 آبان1388| ‌ZaRi-TittA |